
بنا به صلاحدید مقام معظم رهبری
مهندس عزت الله ضرغامی برای دوره دوم ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب گشت
انتخاب خوب رهبر عزیزمـان را به تمام سینماگران
و شخص آقای ضرغامی تبریک عرض می کنم
عضو کوچک سینما
مصطفی رکابی

بنا به صلاحدید مقام معظم رهبری
مهندس عزت الله ضرغامی برای دوره دوم ریاست صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب گشت
انتخاب خوب رهبر عزیزمـان را به تمام سینماگران
و شخص آقای ضرغامی تبریک عرض می کنم
عضو کوچک سینما
مصطفی رکابی
در روزهای گذشته و بهتر بگویم ؛ در ماهها و سنوات گذشته ی نچندان دور شاهد افول عمر هنرمندانه خیل کثیری از سینماگران و نوازندگان و خوانندگان و هنرمندان دیگر در عرصات گوناگون بوده ایم - البته که مرگ حق است و بسراغ اکبر و اصغر مردمان می رود لکن قافله عزرائیل در این چند ساله چه با شتاب کویر زندگی را درمی نوردد و عزیزان از کنارمان می روند ... برای همیشه !
بابک بیات ( آهنگساز که موسیقی سریال فاخر ولایت عشق را در کارنامه دارد )
پروین سلیمانی ( بازیگری که صدها فیلم و سریال از جمله ملاصدرا را در کارنامه دارد )
فرخ لقا هوشمند ( بازیگری که علاوه ده ها فیلم و تئاتر ؛ سریال مدرسه مادربزرگها را در کارنامه دارد)
مهری مهرنیا ( بازیگر پیشکسوتی که علاوه صدها فیلم و سریال؛ عاقبت در خانه سالمندان عروج کرد)
ناصر عبداللهی ( خواننده ای از خطه گرمخیز جنوب که هنوز ترانه یافاطمه بنت نبی اش در گوش است)
مسعود رسام ( تهیه کننده ای پرکار که خانه سبزش همیشه در یادها سبز می ماند )
نعمت الله گرجی ( بازیگری که در اواخر عمر به سریال امام علی (ع) خوش درخشید و رفت )
جمیله شیخی ( بازیگر پرصلابتی که تولد دیگر را به ارث گذاشت )
حسین صبحدل ( مؤذنی که استاد قرآنیان و معلـــم خاطرات خداوندی بود )
سیف الله داد ( نویسنده و کارگردانی که آوای بازمانده اش بیاد قدس جاودانه است )
خسرو شکیبائی ( آن صدای ماندگار و بازیگر رئوف که زبان از گزینش اثری از آثارش عاجز است )
و بسیاری دیگر
و نیز بهجت العارفین حضرت آیت الله العظمی محمدتقی بهجت ( مرجع عالقدر جهان تشیع )
امروز هم مراسـم ختمی بمناسبت وفات خواهر گرامی همکار ارجمند - نویسنده و کارگردان سینما جناب آقای شاهد سلطانی ست که بدلایلی افتخار حضور پیدا نکردم . از خداوند متعال برای ایشان و خانواده گرامی اشان صبر جمیل و عمر بابرکت آرزومندم.
مصطفی رکابی

۷ نوامبر مصادف است با سالروز رحلت پیامبر بزرگ خداوند ؛ پیام آور توحید ابراهیمی و ادامه دهنده ی راه مواحدان پاک نهاد حضرت اسحاق علیه السلام.
ایشـان فرزند یکتای بانوی بهشت؛ ساره سلام الله علیها و ارشد اولاد ذکور حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام است که در کهولت بایشـان هدیه شد و قرآن کریم شرح میلاد پر برکتش را بتفصیل آورده است و تورات نیز در حقش ستم کرده افسانه ها و تهمت های بسیار بساحت قدسی اش می بندد.
کاش مهدی موعود(عج) زودتر بیاید و حقیقت اسحاقیان موحد را آشکـار سازد و ملحدان و زر پرستان را از اریکه ی تحریف و قدرت بزیر کشد.
إنشاء الله // مصطفی رکابی
إنا لله وإناالیه راجعون
دو ستاره تابناک آسمان فرهنگ ایران زمین به دیار کهکشانهای ماندگار پیوستند
مسعود رسـام ( تهیه کننده )
![]()
و
استاد حسن صبحدل ( مؤذن )


دیگر طنین اذان پر فتوحش شنیده نخواهد شد ز اعماق حنجره اش
اینجـا مؤذنـان در صف اند تا حیدر کرار اذن اذان دهد بر بـام بهشت
الله اکبر ............ اشهدإن لا اله الاالله و ......
یادشـان همیشه زنده و نامشـان چون ستاره
(( مصطفی رکابی ))

۱۳ آبان یعنی آتش انتقـام از قاتلان ستمدیدگان
یعنی همراهی با شعار هیهات من الذله ی اباعبدالله در نینوا
یعنی بیعت با وارث تخت علوی
یعنی جان فدا کردن در راه سید علی
یعنی بوسیدن رخسار مهدی
ای که جانم بفدای مهدی و سید علی
...............................................................................
شعار ما در ۱۳ آبان : لبیک یا سید علی ست ...
خاک مقدم زائرانت توتیــای چشمان کورمان ...
السلام علیک یا امام الرئوف ؛ یا امام رضا (ع)
براستی که چشمه های خروشـان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی
چراکه ریگ های بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نیشابور بر موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب ، فصل غریبی بسر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
تو آمدی تا اسم اصیل عشق را دستهای نابنیان دهند و برافرازند
تو آمدی تا شکوه مزارت را از شبکه های ظریف بریده بریده نگاه کنیم
سلطان شرق
یا ثامن الأئمه ؛ علی بن موسی الرضا
تو آمدی همان لحظه که می بایست می آمدی
شهر با چشمان منتظر تسلیم شده بود
عشق و عاطفه در پناه تو ریشه بست و ببار نشست
ای که شبنم باران تو را می شناسد
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
وانگهی کوچه های خراسان تو را می شناسند
یا ضامن آهو
تاریخ عاطفه را از تو آموخت ...

و امـا نجمه خاتون ؛
سالهاست نگارش فیلمنامه ای با مضمون امام علی بن موسی الرضا(ع) دغدغه ی ساعاتم شده که کاش بتوانم برای آقای غریب کاری انجام دهم ؛ خوب که نگریستم دیدم یک نفر از قلم هنرمندان جا مانده و کسی یادش نمی کند. بانویی پر از جنبه های ایثار و عشق و وفا ...
خوب که نگاهش کردم دیدم دلم را ربوده و دیگر راه برگشت ندارم؛
نجمه خاتون بود؛ مادر گرامی امام رضا(ع) ...
خاتونی که در ظاهر منابع زیادی راجعش نیست اما این نباید دلیلی قانع تلقی شود که ما از ذکر نام زیبایش غفلت کنیم. از قضـا نگارش این متن سینمایی مصادف شد با ایـام ولادت فرخنده حضرت ثامن الحجج و نیز ایـام زیارتی مخصوص این آقا ... تحقیقات پروژه از یکسال پیش انجام شد و بدلایلی نگارش این متن بتعویق افتاد ( شرمنده امام رضایم ) ...
امـا اکنون همزمان با تحقیقات تفسیری حضرت موسی علیه السلام و نیز بازنویسی نهائی مجموعه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ؛ می خواهیم از شرمندگی امام غریب درآییم ... پس با تمام این مشغله داستان زندگی مادر شریفش را در قالب یک فیلم تلویزیونی ۹۰ دقیقه ای می نگاریم. إنشاء الله شخص امام بما نظری افکنده و تا ۱۸ آبان ماه که عازم زیارت مخصوصه ایم ؛ این متن را به اتمام رسانده و نسخه ای از آنرا به آستان قدس رضوی اهدا نماییم. إنشاء الله
از تمام عاشقان کوی علی بن موسی الرضا(ع) ملتمسیم برای تسریع و موفقیت در نگارش این متن مقدس دعایمـان کنند.
یاعلی // مصطفی رکابی

آرزوهای زیبا - نه محال - بی شک نقاط قوتی هستند در مسیر موفق زندگی ما ؛
گوشهای بارگرفته و چشمان خواب آلود را کنار زده و بدیده ی دل بنگریم آنچه را فرمایش غایت امید است:
کاش همه ثروتمند و متمول بودیم ؛ اما در عوض چونان حضرت خدیجه (س) خرج می کردیم !
کاش همه از مسئولین دولتی و کارگزاران کشوری بودیم ؛ بشرطی که چون عزیز مصر حضرت یوسف صدیق علیه السلام إعمال نظر می کردیم !
کاش همه حشمتی می داشتیم بی حد و اندازه ، بشرطی که مانند سلیمان نبی(ع) نه به قدرت و نه به جاه خویش مغرور شده سرتاپا تسلیم باشیم و رضا !
کاش همه عمر طولانی داشتیم که وقت بسیار اتخاذ نمائیم؛ بشرطی که بمثابه نوح علیه السلام همه عمر به نوحه و ندبه و تضرع و إلتجاء بحضرت عشق می پرداختیم !
کاش صبرمان بوسعت اقیانوسی می بود بیکران ؛ بشرطی که مانند ایوب پیامبرعلیه السلام بر مصائب خدادادی ؛ فغان ِ صبر و شکیبائی سر دهیم !
کاش همه ایثارگر و مفتون خدا بودیم و شوق شهادت در سر می پروراندیم ؛ بشرطی که همچون حضرت اباعبدالله الحسین روحی له الفداء به فریب یزیدیان زمانه وسوسه نشویم !
کاش همه عاشق و شیدای یار می بودیم ؛ بشرطی که چون نرجس خاتون سلام الله علیها درد هجرت و هجران را عاشقانه و دلدارانه بجان خریده با دل و شور بسوی حبیب دل روانه شویم !
کاش همه در گزینش و اختیار عشق یکتا و درست باشیم ؛ بشرطی که مانند زلیخا بر بهترین و زیباباطن ترین مخلوق دست بگذاریم !
کاش قدم به قدم - حتی بسوی مرگ - فقط برای خالق غفار پیش برویم ؛ بشرطی که چونان غریب الغرباء حضرت علی بن موسی الرضا(ع) رنج غربت را بمصالح امت و خداوند پذیرا باشیم !
حال بخود بنگریم ؛
از این کاشها و صدها کاش دیگر ، کدامیک را داراییم؟!
هنگامی که برای آشنایی و صحبت با حبیب الله کاسه ساز روانه دفترش شدم ؛ با فرزندش محسن آشنا شدم ؛ پسری محجوب و باشخصیت ؛ آقای حبیب الله از بازنویسی فیلمنامه امپراطور عشق ( زندگانی والدین بلال حبشی ) سخن بمیان آورد و من طرح سریال ۱۵ قسمتی ( دخت بت ها ؛ زندگی جعده همسر امام حسن (ع) را پیشنهاد کردم. قرار شد که خبرم کنند که نکردند ( بدلایلی ) !
محسن کاسه ساز از من طرح سریال یا فیلم تاریخی خواست چراکه تلویزیون درخواست داده - من هم در طی ۳ بار رفتن و نشستن با ایشان ؛ طرح فیلمنامه های حضرت معصومه(س) ؛ میثم تمار ؛ قیس بن مسهر صیداوی ؛ وصال شیرازی و حضرت حافظ شیرازی را تحویل دادم که بگفته محسن کاسه ساز ؛ جواب مسئولین به ۱ الی ۲ ماه زمان احتیاج دارد ؛ یک ماه گذشت ولی خبری نشد تا آنکه در آخرین تماس تلفنی باخبر شدم که جمیع طرحهای پنج گانه ای که به این دفتر فیلمسازی تحویل داده ام رد شده و قابلیت ساخت ندارند. در آخر طرح ها و یک نسخه فیلمنامه را خواستم که برسم عودت بدفتر سید احمد میرعلائی مدیرعامل فارابی ارسال نمایند.
سرانجـام خداحافظی همیشگی و خجالت از قلمم که نمی بایست به هر کسی عرضه شود و انسان می بایست بداند باکه و برای چه معامله میکند - گاه برای خدا؛ گاه برای مخلوق و گاه برای خویش ... من بشخصه هیچ هدفی در این طرحها و آینده اشان ندیدم و درست همان شد که از ابتدا تخمین میزدم.
در آخر برای دوست خوب و شیرین زبانم محسن کاسه ساز و پدرش ارجمندش آرزوی سلامتی و توفیق میکنم.

سیره و زندگی شاعر؛ طبیب ؛ منجم ؛ ریاضیدان و دانشمند گرانقدر ایران زمین؛ ابونصر فارابی در قالب یک سریال ۱۰ قسمتی ساخته و پرداخته خواهد شد.
این اثر که با تحقیق و تتبع بسیار همراه بوده در تاریخ ۱۸ مرداد ماه ۱۳۸۸ بشکل یک طرح کلی نگاشته شد و در هفته گذشته ؛ پیشنهاد ارائه سیناپس داستان از سوی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی مطرح شد و إنشاء پس از بازنویسی و بازنگری اساسی طرح ؛ مراحل نگارش سریال آغاز شود.
گفتنی ست سریال فارابی ؛ تولد تا رحلت این اندیشمند فاخر ملک ایران اسلامی را تداعی و تصویر میکند.
آسمان مدینه نورافشان است امشب
در دامان نجمه خاتون ؛ شهد شیرین بهشت جاری ست؛
اینجا روضه ی رضوان رضاست ...
چشمه های خروشان تو را می شناسند

یا ضامن آهو
موج های پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ های بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نیشابور بر موجی از ( لا ) گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب ، فصل غریبی بسر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
ای که کوچه های خراسان تو را می شناسند
سلطان عشق
علی بن موسی الرضا
تو آمدی همان لحظه که می بایست می آمدی
شهر با چشمان منتظر تسلیم گشته بود
عشق و عاطفه در پناه تو ریشه بست و ببار نشست
یا ثامن الحجج
تاریخ عاطفه را از تو آموخت

نظر به اینکه انقلاب اسلامی ایران برهبری فرزندی از تبار نور و بت شکنان ؛ حضرت روح الله الموسوی خمینی (ره) با نثار خونهای مطهر شهدای بسیار در طول قیام انقلابی و ۸ سال دفاع بی امان علیه تعدی جبار وقت صدام لعنة الله علیه ببار نشست ، و چه بسیار شهدای گرانقدری همچون رجایی و باهنر ؛ بهشتی و شریعتی ؛ مطهری و مفتح و صدها تن چون ایشان که با عروج ملکوتانه خویش ؛ زندگی را بما نسلهای آتی اهدا نمودند.
با آمدن آیت الله سید علی خامنه ای ( دامه ظله ) و تجلیل از قیامگرانی مقاوم و ایثارگر همچون آقای رفسنجانی و بسیاری شخصیتها و علمای گرانقدر ؛ اساس دولت اسلامی تأسیس شد و سال بسال به پیشرفتها و آمال بزرگتری دست پیدا کرد.
اما هنوز نیم قرن از نثار میلیونها شهید انقلاب و دفاع مقدس و پس از آن در دهه ترور شخصیتها و نیز سالیان بعد در کشتار مکه و شهادت جانسوزانه شهدای شیمیایی - یکی پس از دیگری - نگذشته که بوی طغیان فراگیر شد و صدها تن با شعار کاذب آزادی و حمایت از حقوق بشر بخیابانها ریختند و تعداد بسیاری از تربیت شدگان پادگان اشرف در عراق و نیز احزاب منافق در انگلیس و فرانسه و حمایت بی شائبه اطلاعات رژیم صهیونیست و آمریکای متجاوز که آب را گل آلود دیدند ؛ با آتش زدن مغازه ها و بازارها و اتوبوسها و زدن خسارات بسیار به بیت المال و مناطق مسکونی مردم ؛ فضایی مملو از رعب و ترس را بوجود آوردند که به گفته گزارشگر شبکه فتنه جوی العربیه : ایران یادآور ایـام شاه شده !!!
گزارشات و مقالات و وبلاگها و سایتهای بسیار تأسیس شدند تا از این شورش ضدانقلابی یک حماسه بسازند و آقای اوباما که مدال صلح را بخود اختصاص داد و پیش از انتخابات ایران در دانشگاه الإزهر مصر جملاتی را به عربی گفته و قرآن را مورد تجلیل قرار میدهد اما دقیقا یک هفته بعد علیه پیروان قرآن قیام کرده و شورشیان و منافقان را حمایت و از ایشان در قبال آمار دروغینی که از شورش تهران و اصفهان و خراسان به بازماندگان کشته هایشان تسلیت می گوید.
آقایانی همچون کروبی که حضورش دقیقا شباهت دارد به ولید بن عتبه که برادر رضاعی خلیفه سوم عثمان بود و متولی امور مسلمین و شیعیان کوفه در سال ۳۴ هجری اما در نماز مست کرد و ۲ رکعت را ۴ رکعت خواند و بعدها توسط امیرالمؤمنین بر او حد جاری شد.
آقایی همچون سید محمد خاتمی ( بچشم خود دیدم ) در تبریز یا اردبیل - دقیقا نام شهر یادم نیست - در جمع روحانیونی که مطمئنا در روز محشر باید جوابگو باشند ؛ نکته ها و لطیفه هایی را ابراز میدارند که اهل بیت مخصوصا حضرت فاطمه و خدیجه (سلام الله علیهن ) را مورد هتک قرار داده و حضار بی دین را مشعوف می سازد و بعدها در شورش و قیامهای شورشیان علیه نظام اسلامی شخصا حضور بهم رسانیده و با ایشان ابراز همدلی می کند. خب باید بداند این آقای محترم که واقعه نهروان نیز تکرار شد و همانگونه که تعداد خوارج بیش از سپاه اسلام حقیقی بود اما از ۷۰ هزار تن خارجی؛ تنها ۹ تن باقی ماند.
و اما آقای جلیل القدری که کمر همت بسته تا نظام را کله پا کند - هیهات که خون پدران ما رخصت دهند - آقای سید حسین موسوی - با بگفته پیروانش یک یاحسین تا میرحسین !!!
این آقا که معلوم نیست چطور در طول این سالها اختفای مجازی که نه عقایدش مشهور بوده و نه حضورش فعال ؛ ناگهان با صدها پیرو و همدل مواجه می شود و از رنگ سبز علوی به سود منافع خود بهره برداری می کند. همسرش علنا در میان مردم و گزارشگران حاضر میشود و سخنانی را میگوید که جز تجللی عایشه در جمل برای ما معنایی ندارد ؛ ... من نمی خواهم بگویم حضراتی که نام بردم کافر یا مرتدند اما چرا از میر درست گام برنداشتند؟ خب پیداست که اگر خوب به تاریخ کشتار میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ بنگریم ؛ وقتی رژیم طاغوت و کماندوهای اسرائیلی که در لباس سربازان گارد ایران مردم را از زمین و آسمان بگلوله و آتش بستند ؛ تبعات آن کشتار فجیع جهان را با ظلمت طاغوتیان آمریکائی و ایرانی وقت آشنا ساخت.
اغتشاش در تهران که از جمعه ی انتخابات تا جمعه بعد که سخنرانی رهبر عزیزمان را بدنبال داشت ؛ مقتولینی برجای گذاشت اما وقتی برخی سران شورش را دستگیر کردند از تحرکات و اغتشاشگری خود ابراز جهالت و نادانی و وسوسه و جوگیری نمودند و برخی دست نشاندگان و تربیت یافتگان پادگان عراق زیرنظر انگلیس و آمریکا و اسرائیل و فرانسه ، هم اعترافاتی تکان دهنده ابراز نمودند که بعضی از آنان در رسانه ها بسمع و نظر مردم جهان رسید.
خانمی زهره نام؛ در پیام صوتی خود ؛ منافقان اعزامی را به قتل و غارت و چپاول و آتش سوزی و نفت اندازی به پایگاههای بسیج و ایجاد فضای رعب در جامعه ایران ترغیب و تحریک میکند. خب ؛ حضراتی که با پوزیشن سیاست دانی و آزاد طلبی مخالفت با جامعه روحانی و ولایت فقیه می کنند چرا به این اقدامات توجهی نمی کنند؟ لابد منافقان خارجی را جدای از اعتراضگران تهرانی و یاران میرحسین و خاتمی میدانند ؛ خب ، همین حضرات کاردان ، چرا اسلوب بهتر و آرامش بخشانه تری اختیار نکردند تا بقولش خودشان آن کشتار که ۱۰۰٪ کذب است پیش نیاید؟ کودتا در فضای جامعه ای جانبخش است که مردمان آن به انگیزه آزادی حقیقی قیام کرده و پا به پای زعمای قیام برمی خیزند ؛ همانطور که در انقلاب نورافزای جمهوری اسلامی شاهد آن بودیم.
در هر صورت نه مخملیان سبزینه پوش میرموسوی و نه سیاست غلط خاتمی و نه زورزنی های مُرده پسندانه کروبی و امثالش و نه سیاستمندانی که خود را سیاستمند میدانند ؛ هیچکدام نمیتوانند باوری را که با خون و گوشت و پوست و ایمانمان آمیخته از ما سلب کنند و بنامهای مختلف و جور واجور ؛ خودنمایی کنند و بدانند که هر اقدامی که موجب لگدمال شدن خون شهیدانمان و نیز فراموشی و پشت پا افتادن فرامین و عقاید ائمه و امام محبوبمان خمینی شود را سرکوب خواهیم کرد ولو تعصب و جهالتِ نادرست و تعابیر رکیک دیگری بما نسبت دهند و بهرعنوان چهره ی ما را مخدوش و مکروه جلوه دهند. ما طرفداران نظام اسلام هرچند مفلس و از دارایی های نظام بی بهره باشیم ؛ باز از همراهی بازمانده ی بیت زهرا(س) دست نمی کشیم ...
ضمنا اگر شخصیتهای متن را با شخصیتها و وقایع تاریخی قیاس نمودم فقط به اعتبار و استناد آیه شریفه قرآن است که تاریخ را عبرة لإولی الإلباب و تکرار شدنی تلقی می فرماید و ما میدانیم کلامی بالاتر از کلام وحی نیست.
و در آخر میخواهم از زبان فرزند شهیدی دلسوخته از فجایع جاریه کلامی را با رهبرم - پدرم بازگویم؛

ای رهبر ما
ای مراد و مونس ما
ای که بسیارند چینندگان خوشه ی صبرت
ای آنکه جز از محضر لاهوتی بقیة الله الأعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء مدد نمی جویی
با تو ای تک ستاره ی آسمان مهربانیها ؛
با تو ای نهال سبزینه ی بستان وفا و اخلاص
عهد می بندیم که گر یزیدیـان برخیزند به سفک دماء ما ؛ از یاری اسلام و تو دست نمی کشیم
بگذار ما را جاهل و مجنون بخوانند
و بی شک آنچه در این مجال گفتم ؛ با نظرات و سخره های ناسنجیده مشتی یاوه سرا و بی شرف همراه خواهد بود - اما ای سرور ما ؛ ای سید و سالار ما ...
ما با توایم.
تا واپسین قطره خون

با توجه به نحوه انتخاب و گزینش سوژه های تاریخی مذهبی توسط اینجانب، اینبار نوبت به سیره و زندگانی بانویی از قبیله عشق و دلدادگی رسید ؛ بانوی رودخانه نیل و پرورده ی رمل صحرا ؛ عاشق بیابانگرد و دختری از دیار عارفان و دلسوختگان ...
حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها ؛ مادر گرامی حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) ، با فراز و نشیب های بسیاری زیست و ملکوتانه بسوی خانه عشق رحل اقامت افکند.
زندگی سرتاسر معجزه ی این خاتون بزرگوار که بیشتر با رنج غربت و غریبی عجین بوده ، اینبار در قالب یک فیلمنامه تله سینمایی - تلویزیونی ۹۰ دقیقه ای تهیه و تنظیم می شود.
گفتنی ست داستان از میلاد خاتون آغاز و با میلاد فرخنده امام غریبان و مستضعفان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) پایان می گیرد. این فیلمنامه با عنوان ( عروس غریب ) با استناد بر محکم ترین و موثق ترین منابع کتبی و شفاهی موجود برشته تحریر درخواهد آمد و امیدواریم تا آدینه یعنی روز ولادت امام هشتم(ع) ، این متن بپایان رسد. إنشاء الله //
از طرف جمیع عاشقان ثامن الحجج (ع) نائب الزیاره خواهیم بود و قدم به قدم با مادر ارجمند و سرتاسر قداستش پیش خواهیم رفت.

همزمان با میلاد با سعادت حضرت احمد بن موسی(ع) موسوم به شاهچراغ علیه السلام ؛ این پادشـاه خطه عشاق حزین و پناه بی پناهان حاجتمند و سلطان خطه ی شیراز ، سرتاسر ایران اسلامی نورباران و عطرافشان گشت.
چه زیباست تقارن میلاد ۳ پرورده ی دامان موسوی ،
خواهر: معصومه(س) چندی پیش؛
برادر: شاه چراغ امروز
و برادر و پیشوا: علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) جمعه ی جاری ...
میلادشـان گلباران
پس از اعطای مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی به استاد گرانقدرم سید احمد میرعلائی ، تلاش بی وقفه ی وی آغاز و علاوه ملاقات از دو هنرمند سینما که مجید مظفری یکی از آنهاست، با برگزاری جلسات پیاپی ، مشکلات سینما را زیرنظر گرفته و راه حلها نیز بررسی شد. البته این روند همچنان جریان دارد و ما تا آغاز تولید یکی از فیلمنامه هایمان توسط این بنیاد و عواملش ، از خداوند منان طلب صبر ایوب و زبان گنجشک و فک شتر و عمر نوح را مسئلت داریم.
إنشاء الله// مصطفی رکابی
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

مراسم تشییع پیکر سردار شهید نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و سردار شهید محمدزاده فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان و جمعی دیگر از پاسدارانی که در جنایت تروریستی روز یکشنبه در زاهدان بدرجه رفیع شهادت نائل آمدند ؛ صبح دیروز ( سه شنبه ) در مسجد ستاد فرماندهی نیروی زمینی سپاه برگزار شد. حجت الأسلام علی سعیدی به نوحه سرایی پرداخت و جمعی از مقامات عالی کشوری و لشکری نیز حضور بهم رسانیدند.
سرتیپ سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران اذعان دارد که بطور یقین عوامل حادثه تروریستی و دشمنان ملت در هر نقطه و هرکجای دنیا بسزای اعمال خود خواهند رسید. // و نیز حجت الأسلام مصلحی از ارتباط تنگاتنگ دستگاههای اطلاعاتی پاکستان با گروهک ریگی در زاهدان خبر داده است.
روح آن شهید که تا بود نشناختیمش و وقتی بال معراج گشود ؛ شناختیمش شاد و با شاه بی غسل و کفن حضرت اباعبدالله الحسین (ع) محشور باد.
مصطفی رکابی ( فرزند یکی از شهدای دفاع مقدس )

نور شید شیدان بر گیتی متجلی می شود
کاشانه ی عشق بوی یاسهای فراموش شده ی فاطمی را بخود خواهد گرفت
شمعهای کافوری مهر و اخلاص افروخته خواهند شد
ابرها با امید إجلال باران رخشان ، اشک شادمانی و شعف خواهند بارید
مرغان قاف با صوت دلبرای داوودی در مدح دُخت نور نغمه سرایی خواهند کرد
و
دامان نجمه خاتون در منظر گهرنشان ضامن آهو ، اشک فشان خواهد شد
معصومه می آید ؛
بانوی گلهای رنگارنگ
سردمدار عاشقان مهاجر
و
پیامبر شکوفه های بازشکفته ی عترت
مقدم دخت موسی بن جعفر و نجمه خاتون و خواهر امام فقرا و حاجتمندان
حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها گلباران
در روزنامه ها بویژه جام جم و بانی فیلم روزانه دهها خبر مبنی بر کلید خوردن یا اعطای جواز تولید و پخش می خوانیم اما وقتی عمیق تر به مسئله توجه می کنیم جز شعارهایی چند و رکودی خامد و متداول در این عرصه ی بزرگ نمی بینیم. مثلا هنوز اقدامی عملی و قابل لحاظ بخصوص برای ما هنرمندان تاریخی ساز و مذهبی کار صورت نگرفته و آقایان شمقدری و حسینی مسئولین ارشاد هنوز هم اقدامی بانجام نرسانیدند ...
مثلا ؛
فیلمنامه های عروس مدائن ؛ ام البنین(س) ؛ رجعت عشاق و خون خدا را ماه هاست به آقایان نجاریان ، شرفی کیا و علی اکبری واگذار نموده ام اما خبری از سوی مسئولین نشده تا آقایان مشغول شوند.
فیلمنامه نرجس خاتون(س) که قریب به ۴ سال است در بلاتکلیفی بسر می برد ؛ آقای سلحشور از سال ۱۳۷۵ تا کنون همچنان درگیر سریال حضرت یوسف(ع) است و با اینکه پخش این مجموعه پائیز سال گذشته بپایان رسید تا امروز جشنها - میزگردها - محافل نقد و بررسی - پخش سریال در کشورها - دعوت عوامل به کشورهایی مانند گرجستان و اخیرا هم خبر اعزام ۱۲ نفر از عوامل اصلی سریال به کربلای معلی مطلع شده ام ... فیلمنامه نرجس خاتون(س) دقیقا ۵ بار بازنویسی شده ولی هنوز توجه آقای سلحشور را تماما جلب نکرده و عیوبی مانند اشکال در روند قصه ؛ دیالوگها و ضعف صحنه پردازی ها و اخیرا هم فتوای آقای جعفر سبحانی مبنی بر عدم صلاحدید ساخت سریال مادر امام عصر(عج) ! خدا بخیر کند.
فیلمنامه خاتون قریش هم از سال ۱۳۸۶ بسفارش آقای سید احمد میرعلائی در ۳ مرحله نگارش و بازنویسی و بازنگری بانجام رسیده اما تاکنون خبری قطعی بدستم نرسیده ... از طرفی طرح تله تلویزیونی با موضوع دفاع مقدس و طرح سریال حافظ شیرازی را هم واگذار کرده ام اما تاکنون خبری نشده ...
طرح ۳ فیلمنامه وصال شیرازی - حضرت معصومه(س) و میثم تمار را هم به آقایان محسن و حبیب الله کاسه ساز واگذار کرده ام که خبری نشده ...
می بینید؟
کلید زدن پیشکش ؛ انعقاد قرارداد پیشکش ؛ چرا مسئولین صداوسیما اقدامی صورت نمیدهند و از کمبود بودجه نالانند؟ پس این اخباری که روزانه در باب کلیدخوردن پروژه های تلویزیونی و سینمایی میشنویم چگونه تأمین میشوند؟
امیدوارم با تلاش تهیه کنندگان محترمی که ارادت وافر بایشان دارم ؛ پاسخ داده و من بشخصه شاهد ثمر دهی زحمات و تلاشهایم باشم.
إنشاء الله

محسن نامجو !
خواننده ای که شخصا اطلاع دارم اخراجی دانشگاه است و مورد دردسر مادر و ببهانه فقدان معشوقه ای از جنس خود ؛ شیوه ای مثلا نو در عرصه خوانندگی تأسیس کرد !
یکی از دوستان بنام احسان درگاهی از هواداران این خواننده ، سی دی سیره ی این خواننده را برایم بنمایش گذاشت و من زمستان سال گذشته با نامجو بشکلی متعارف و عادی آشنا شدم اما پس از شنیدن موسیقی و صدای گوشخراش وی ، نه تنها از او دلزده شدم که برای مدتی کوتاه کلا قید موسیقی را زدم.
دیگر خبری از او نگرفتم - چون مهم نبود - تا روز گذشته یعنی یکشنبه ۱۹ مهرماه ۱۳۸۸ ...
در صفحه ۳ از روزنامه بانی فیلم شماره ۱۵۶۸ در قسمت شنیدنی های خواندنی ، مطلبی راجع به نامجو خواندم که بیش از پیش تنفر مرا نسبت به وی برانگیخت.
متن صریح خبر بنقل از سایت شیعه آنلاین بنقل از قائم نیوز :
آلبومی بتازگی از محسن نامجو منتشر شده که دارای بخش های متفاوتی ست ؛ از توهین گرفته تا استفاده از تعابیر رکیک و از همه مهمتر آنکه آیاتی از سوره های مبارک شمس و فجر و چند سوره دیگر را با لحن و صوتی بسیار زشت و اهانت آمیزانه خوانده است.
گویا محسن نامجو از ایران رفته ؛ اما بصراحت قرآن کریم را مورد تمسخر و اهانت صریح قرار داده و گویا به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود که با عذرخواهی اش انتظار نمیرفت که اشتباهش را دوباره تکرار کند اما اینبار در آخرین آلبومش که بطور گسترده در اینترنت منتشر شده آنچنان مسموم طراحی شده که قرآن و مقدسات را تباه نموده است.
از مسئولین مربوطه و علمای اسلام تقاضا داریم که با این خواننده ی متخلف برخورد جدی صورت بگیرد ؛ فقط در آخر متذکر می شوم که اسلام عزیزمان با این اقدامات بچگانه و ساده لوحانه تخریب نشده بلکه بیش از پیش نزدمان عظیمتر جلوه می دهد.
و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین.
مصطفی رکابی // التماس دعا.
تهیه کننده : سید احمد میرعلائی
مضمون: دفاع مقدس

تله فیلم یکی از میان ما ، داستان نفوذ خائنینی را در سنگرهای خودی روایت میکند ؛ اخبار از اندرونی لشکر به بیرون سرایت میکند و دشمن حملات سنگینی را تحمیل میکند اما الله خیرالماکرین است ...
برای استاد عزیز و پدر گرانقدرم سیداحمد میرعلایی آرزوی توفیق - سلامتی و ماندگاری در راه اسلام و انقلاب را مسئلت دارم.
مصطفی رکابی ... غروب جمعه

بیوگرافی علیرام
متولد 18 فروردین 1356
فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر - نرم افزار
آغاز فعالیت بازیگری از سال 1376
بازی در چندین تاتر و فیلم کوتاه دانشجویی
مجموعه اپیزدیک راهی به ملکوت
مجموعه اپیزدیک سایکودرام
سریال شب آفتابی - کارگردان قاسم جعفری
سریال آخرین آواز ققنوس - کارگردان مسعود تکاور
سریال مسافری از هند - کارگردان قاسم جعفری
تله فیلم رفقای خوب - کارگردان آرش معیریان
سریال خواهران غم
تله فیلم شب مهتابی
تاتر یکی از خیلی ها - جشنواره تاتر فجر 1382
سریال کمکم کن - کارگردان قاسم جعفری
فیلم سینمایی بازنده - کارگردان قاسم جعفری
سریال پول کثیف - کارگردان جواد افشار
فیلم سینمایی گرگ و میش - کارگردان قاسم جعفری
سریال جابربن حیان - کارگردان جواد افشار
سریال از نفس افتاده - کارگردان قاسم جعفری
تله فیلم بی پایان - کارگردان کاوه سجادی حسینی
تله فیلم حضور- کارگردان مسعود تکاور
سریال شب مهتاب - کارگردان شهرام باباپور
تله فیلم راهی عاشق - کارگردان اکبر منصور فلاح
تله فیلم خواب برفی - کارگردان محمدرضا کرمیار
تله فیلم گروگان- کارگردان محمدرضا آهنج
تله فیلم خط باريك - کارگردان شفیع آقامحمدیان
فیلم سینمایی نفوذی - کارگردان احمد کاوری
سریال مردان تاريخ ساز - كارگردان محمود معظمی
تله فیلم یکی از میان ما - کارگردان حمید بهمنی
سریال هوش سیاه - کارگردان مسعود آب پرور
تله فیلم کارد و پنیر - کارگردان محمود معظمی
سریال عملیات 125 - کار گردان محمدرضا آهنج
۲۵ شهریور ماه - ۱۳۸۸ - بود که برای فیلمنامه خاتون قریش روانه دفتر سید احمد میرعلایی - ارادت وافرم به ایشان - شده بودم و بدلیل ماه رمضان میهمان دفتر گرمش شدم؛
اگر چه باران بارید اما بوی خدا میداد اذان آن ماه عزیز ...
اولین بار بود بازیگر قدبلند و البته ساده چهره ی سینما را می دیدم ( حضوری )؛
علیرام نورایی ، که اگر نامش را بخش کنم میرسم به نام علی و مرام بلند علی !
بی تکلف بود اما جدی در کارش ... بی پیله بود اما نه خودجوش در هر محفلی ،
ساده و اهل سازش بود اما نه مستبد !
باهوش بود ، البته در کارش ، مابقی را نمیدانم ................................
در کل خوب بود ! ، تلفن تماسش را گرفتم اما هرچه فکر کردم دلیلی برای تماس نمی دیدم ؛ راستش پشیمان شدم ؛؛ اما خب ، از او ممنونم که داد - تلفن تماس -
با دوستش کامران ضمیری هم آشنا شدم که راستش هنوز هم نفهمیدم در سینما چه کاره است؟ اما از آشنایی با هم مسرور شدم ؛ تماسی همان شب با من داشت که دیگر تکرار نشد و من هم دلیلی ندیدم ...
برای هر دوشان آرزوی سلامتی و کامرانی میکنم.
هفته دفاع مقدس گرامی باد
بدون شرح !


شادی روح شهدا
پدرم عبدالله رکابی
و دایی ام سعید رحیمی
صلوات
انا لله وإناالیه راجعون
خاک است و میلاد ما ؛ طلوع آفتاب و وزش باد بهار
باز
خاک است و رستن ما ؛ غروب آفتاب و سکوت یک مزار
زندگی همچنان ادامه دارد ...

پرویز مشکاتیـان بملکوت اعلی پیوست
اگر براساس آثاری که از این آهنگساز فرهیخته ایران زمین برجای مانده بخواهیم پیرامونش قضاوتی داشته باشیم باید به پُر بار بودن عمر ۵۴ ساله اش بالید و فخر فروخت به آنانکه ندارند چنین فرزانه ای !
و بگفته دوست عزیزم مهدی یاورمنش ؛ اگر بخواهیم بر اشتیاق و آرزوی خود و ورق خوردن صفخات تقویم تکیه کنیم ،او را بسیار زودتر از آنچه گمان برده ایم از دست داده ایم.
هنوز صدای نُت هایش در گوش است که چون صبای سحر ، حدیث دلتنگی می خوانند ؛
شور انگیز
بیداد
وطن
مرا عاشق
سرانداز
آستان جانان
نام آلبومهایش ما را به عالمی ماورای زمین و مشاغل روزمره می برد ... کاش نمی رفت !
با آمدنش به وجد آمدیم
با نغمه دل انگیزش گریستیم
با نوای بی تکرارش بالیدیم
با عشقهای نهفته در کلام بی گفتارش ، عشق ورزیدیم
با تواضعش ز خود بیخود گشتیم
و
با رفتنش بر آستان جانان سر سائیدیم و باز هم گریستیم
گوئی هنوز نوای سحرانگیز سنتورش ما را مفتون خود میسازد و آثار مانده اش ما را امّیدوار ...
اما چسان که او بر سینه سرد گور خفت !
پرویز مشکاتیان در یک نگاه؛
در ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۳۴ در نیشابور چشم بدنیا گشود ؛ ذوق آهنگسازی را در طبیعت فراموش ناشدنی خراسان ؛ آنجا که فرهنگ پرور است و آوای ترنم جویبارهای کوهسار بینالود و نفیر بادهای سرگردان دشت پُر زنبق نیشابور ، نوای آوای پرویز را به ودیعه گذاشت. در ۶سالگی موسیقی آموخت و از ابتدا با سنتور درآویخت. پدرش حسن مشکاتیان مربی او بود و ردیف عالی موسیقی ایران - ردیف آقامیرزا عبدالله - را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نزد استاد فقید نورعلی خان برومند و دکتر داریوش صفوت بخود اختصاص داد. همزمان از مکتب هنرپرور اساتیدی همچون دکتر محمدتقی مسعودیه و شادروان عبدالله خان دوامی و شادروان سعید هرمزی و شادروان یوسف فروتن بهره گرفت. پس از کشتار ۱۷ شهریور ۵۷ از رادیو تلویزیون استعفا داد و همزمان در ایام انقلاب باشکوه اسلامی ، مؤسسه فرهنگی هنری چاووش را تأسیس کرد و شاگردان بسیار تربیت نمود. تبحر در ساخت ریتم و ذوق سرشار در آهنگسازی روی اشعار کلاسیک و معاصر خصیصه آن از دست رفته بود.
یادش گرامی - نامش همیشه زنده و روحش شاد و جاودان باد.
مصطفی رکابی
قال الله سبحانه و تعالی فی محکمه کتابه : قد افلح من تزکی ...

ماه رمضان یا بهتر بگویم ، امتحان الهی بسر آمد ؛ کاغذها بالا ... !! چه کس قبول است و چه کس مردود؟
چه کس بهتر توانست ذخیره برگیرد؟
چه کس توانست رضای خالق بر خشنودی مخلوق برتابد؟
چه کس قادر به تضعیف قوای نفس و اطاعت حق شد؟
و چه کسانی - چون من - هنوز در گرداب معاصی گرفتار است؟
رمضان با تمام زیبایی ها و الوهیت هایش بسرآمد و کوله بار خویش بست و رفت ....
باشد که غبطه خوریم بحال خدادوستان و انتظار کشیم رمضانی دیگر را ؛
عید سعید فطر بر تمام عاشقان مغفرت از سوی حضرت دوست تهنیت باد
مصطفی رکابی / التماس دعا
روز قدس هم فرا رسید ...
سبزپوشان اغتشاشگر که واقعا نمیدانم چه نام و کنیه ای باید برایشان انتخاب کرد باز به خیابانها ریختند که احقاق حقوقی را کنند که حقشـان نیست.
روزی که تمام جهانیان از غرب و شرق نظاره گر فریادمان بود ، مشتی وطن فروش که براستی نمیدانند برای چه و برای که شعار می دهند ، در صحنه ظاهر و در میان امت شهیدپرور و ولایت مدار ایران تفرقه و شایعه پراکنی و ناامنی ایجاد می کنند.
اگر حقی هست ؛ چرا از راه خشونت و فریاد در خیابانها ؟؟
اگر هم حقی در کار نیست ؛ اینهمه تقلای بی نتیجه برای چیست؟؟
دو خاتمی ( دو برادر ) ؛ یکی در جبهه سیاسی علیه رهبری و دیگری امام جمعه و در طلایه طرفداران رهبری ...
کروبی هم که دوپایش درون گور است و پس از عمری تضعیف قوای شهدا و خانواده هایشان ، نشر اکاذیب علیه دولت ولایت دوست ایران ، دفاعیه های کودکانه و از سر حرص ؛ طمعهای بی پایان به منصب دنیوی و خشم بر دوستانی که دیرزمانی در کنارشان فریاد جمهوری اسلامی سر میداد ... عمری در بنیادهای دولتی ریاست کرد و چه خانواده ها که شکنجه نکرد و چه ظلمها که روا نکرد و چه فحاشی ها که از ناحیه خانواده و محافظانشـان به مردم - خانواده های معظم شاهد - شنیده نشد !!!
آقای رفسنجانی که عمری در این آسیاب ولایت فقیه ، گیسو سپید کرد ، امروز شاهد شایعاتی هستیم که آبرو و حیثیت بلندآوازه اش را بباد لکه و بدنامی گرفته و شرافت این مرد بزرگ انقلاب را پایمال میکنند. از من به ایشان دعای صبر و استقامت ...
آقای رضایی که پیرو خط رهبری و امام بود و هست و از همان اوان نتایج انتخابات با نظر رهبر موافقت و مطیع امامت گشت. مرحبا سردار ...
آقای احمدی نژاد ؛

فارغ از هرگونه شعار و ظاهرفریبی ؛ دل بزرگش ، بزرگتر باد
مقام شامخ رهبری ؛ استاد و پدر مهربان و رنجورم ؛ سید علی ...
چگونه این مصائب را تحمل می کنی پدرم؟
این چه نابسامانی ست در مملکت موعود آل علی؟
بر امت شهیدپرور چه میگذرد سید؟ که با اینکه هنوز نیم قرن از بسته شدن چشمان حق بین آن روح الله نگذشته ؛ اما سنت حسنه اش فراموش شد؟
و آخرین سخنم با پیشوا و مقتدایم آقا امام زمان حجة بن الحسن عسکری ارواحنا و ارواح العالمین لمقدمه الفداء ... :

ای سید ما
ای مولای ما
از تو طلب صبر می کنیم ؛
طلب شفاعت نزد باری تعالی
و نیرویی که بتوانیم بر این گردبادها فائق آئیم.
آمین.

سریال تلویزیونی نردبام آسمان کاری از کارگردان خوش ذوق کشورمان جناب محمدحسین لطیفی ست که از ابتدای ماه مبارک رمضان شاهد آن بودیم و شب گذشته آخرین قسمتش را با شهادت شخصیت اصلی فیلم در کنار معشوقه اش آی بانو ( ویشگا آسایش ) نظاره گر بودیم.
این سریال که سیره و زندگانی کاشف عدد پی - ریاضیدان و منجم شهیر ایران زمین ( غیاث الدین جمشید کاشانی ) را روایت می کند با بازیگران مشهور و قدرقدرتی همچون سارا خوئینی ها - رحیم نوروزی - حسن پورشیرازی - شبنم قلی خانی - برزو ارجمند - زهرا سعیدی و انوشیروان ارجمند بر پرده خانگی نشست و چه خوش درخشید.

پس از ساخت مجموعه هایی مانند ( خورشید شب : زندگانی شیخ مفید ) - ( روشنتر از خاموشی ؛ ملاصدرا ) - ( سربداران ) - ( حجة الحق ؛ ابوعلی سینا ) و ( شیخ بهائی ساخته شهرام اسدی ) که همه بندرت در دلها نشستند ، این مجموعه با خلاقیتی برخاسته از ذهن تکاپوی کارگردان و هنری هرچند آفریده شده یا منشوری از تخیل در مغز نویسنده بر کاغذ ، خوب درخشید و توانست در روزهای زیبای رمضان هرشب - برخلاف نظام خسته کننده سیمای ایران که سریال ها را هفتگی پخش میکند - رقابت را کنار زد و بر طلایه جای گرفت.
هرچند سریالهایی چون پنجمین خورشید که از شبکه سوم سیما پخش میشود هم حائض اهمیت است اما فاقد آن درامی ست که خانواده ایرانی توقع دارد بویژه اینکه سطح توقعات و فکر مردم در زمان حال بطور عجیبی بالا رفته و تلویزیون نمیتواند به هر پروژه ای متوسل شود.
لذا نردبام آسمان براستی بقله آسمان رسید و از عشق آی بانو و وقار و متانت غیاث الدین بویژه در واپسین قسمت ، سکانسهای نبرد در رصدخانه و شهادت آن اندیشمند فرزانه آسمان تشیع همانند مولایش و مولایمان علی مرتضی (ع) ، اذهان را منغلب و دیدگان را به آب شوق و حسرت میهمان کرد.

و اینک پای گفتگویی دوستانه با تهیه کننده اثر استاد خوبم محسن علی اکبری می نشینیم؛
هرچند اندک اما موجز و مفید:
محسن علياکبري در خصوص دليل پرداختن به شخصيت غياثالدين جمشيد كاشاني گفت: اصليترين مدار کره ماه به نام غياث الدين ثبت شدهاست كه خيليها از اين موضوع اطلاعي ندارند. به جرأت مي توانم بگويم كه در ايران كساني كه غياث الدين را ميشناسند، بسيار اندك هستند. برعکس، در غرب و آمريکا خيليها با اين شخصيت آشنايي دارند، به طوريكه در حال حاضر رساله رياضي ايشان در دانشگاه کمبريج، دانشگاه آمريکا و اروپا تدريس مي شود. ولي در کشور ما اين شخصيت گمنام است و آنطور كه بايد، ايشان را نمي شناسند.



با تو عهد می بندیم که نکنیم آنچه کوفیان با علی کردند
همینمان بس
یاعلی

ای سید ما ای مولای ما
گوساله پرستان این قوم مظلوم با دل خونبار تو چه میکنند؟
آنچه تو میخواهی اینان نمی خواهند
گویند کجاست آن شکافنده نیل سرکش؟
کجاست آن روح القس که مرغ در هاون بکوبد و به چهارسو پروازش درآرد؟
چه گوئیم ای غایت ما منتظران؟
که خسته از رنج روزگار و محنت دهریم
ای سید ما ای مولای ما
صاحب ما توئی
مختار ما توئی
آنچه تو پسندی مورد رضای ما نیز هست
ای یوسف فاطمه
چوقت دیدگان بی فروغمان را به آمدنت منور میسازی؟
این آب دیده را چوقت فرش قدومت کنیم آقاجان؟
بینی که دردها مضاعف گشته و بیداد از بیداد به داد آمده
ای فریادرس متحیران این برج کبود
بیا تا مناجات مرتضی را از نو در کنار مزار گمشده مادرت بازخوانیم
بیا تا آن گنبد خضرای نبی را به بیرق یاحسین مفتخر سازی
بیا مهدی جان
بیا صاحب زمان
بیا سید و مولای ما
بیا ...
بیا که همی ترسان و آشفته ام
ترسم که تو بیایی و من نباشم
بتازگی خبردار شده ام که استاد خوبم فرج الله سلحشور را به پای میز محاکمه کشانیده اند و در باب سخنانی که در حقیقت حق بودند اما نابجا استنطاقش کرده اند.
خانه سینما یکی از گزارشات سلحشور را مبنی بر فاسد بودن سینمای ایران و نقش زن و عواقبش در این مجرا - از قرار معلوم و نامعلوم برای شخص بنده - را پیرهن عثمان کرده و به دفاع از حیثیت این سینما برخاسته است.
ابتدا باید بگویم که خانه سینما نه مست است و نه کم هوش ! خوب میداند مفسده کجاست و فاسدین که هستند؟ اصلا هستند یا نیستند؟
دوما فرج الله سلحشور کار خوبی نکرده که با فضایی که خود در آن اشتغال دارد با این لحن سخن گفته اما این نمی تواند مُهر ردّی باشد بر اینکه حرفهایش ساختگی از باد معده و یا زمخت است.
جای اندیشه دارد که هنرمندان گوشت هم را میخورند و در بحران های جاریه مملکتی ، بجای تعاون به هم چنگ و دندان نشان می دهند.
بگفته دوست خوبم علیرضا سجادپور ؛ خانه سینما و سلحشور مسیر خوبی را برای بحث و حل معضل گزینش نکرده اند و این مشکلات که حکم مشکلات خانوادگی را دارند باید در کانون گرم و خودمانی همین کانون حل و گشاده شوند.
در هر صورت خود بعنوان عضوی از این خانه زیبای سینما و شاگرد و همپای فرج الله سلحشور در مسیر قصص قرآنی و متون دینی برایشان طلب عاقبت بخیری و هدایت می کنم.
انالله وانا الیه راجعون
چندی قبل خبر وفات پروین سلیمانی بازیگر مستعد و باشوکت و محبوب سینمای ایران را شنوا بودیم. بازیگری که بدرستی توانست در خانه ها جای پیدا کند.

گرچه در طول ماههای قبل شاهد وفات تعداد زیادی از سینماگران و هنرمندان نامی کشور همچون بابک بیات ( آهنگساز ولایت عشق ) - ناصر عبداللهی ( خواننده یافاطمه بنت نبی ) - مهری مهرنیا ( بازیگر غریب افتاده ) - فرخ لقا هوشمند ( بازیگر پرخور و محبوب از خطه شمال ) و سیف الله داد ( کارگردان و نویسنده متعهد بازمانده ) بودیم.












و سرانجام ...


و آرمیدن در جوار حق

روحشان شاد و نام و یادشان گرامی و جاودان باد.
شاگرد کوچکشـان مصطفی رکابی/.
معصومیتی از دست رفته
اطاعتی مردود از ابلیس نفس
گمگشتگی میان حقیقت و سراب
باور اندیشه های کور
امید حجله عروسان عرب
و
تیممی از سر شرارت با زهر

السلام علیک یا حلیم آل علی
یا حسن المجتبی علیک آلاف التحیة و السلام و الصلوة
رسم بوده که زندگانی خوبان - انبیاء - رسل - ائمه اطهار - صحابه - تابعین - یاران و اولیا را بتصویر میکشیدیم/.
سنت شکنی خواهیم کرد و از زاویه ای دیگر به ستایش آل الله خواهیم پرداخت.
فیلمنامه عظیم و پر تحقیق و مطالعه ( دُخت بت ها ) در قالب یک سریال تلویزیونی ۱۰ قسمتی یا ۱۲ قسمتی روایت کننده ی داستان زندگی زنی ست که سرتاسر معصومیت است و اجتهاد لکن اطاعت فرمان نفس اماره و تسلیم در برابر امیال شیطانی ، آتیه درخشانش را سرنگون و ویران میسازد و مبدل به یک جهنم نشین ابدی می شود.
با سلامهایی که ابتدای گزارش آوردم باید دانسته باشید که شاهد مقصود کیست؟
او ( جعده ) همسر خسرالدنیا والأخره ی امام مظلوم شیعیان حضرت مجتبی (ع) ست.
اینجانب پس از ۲ سال تحقیق و مطالعه و بررسی بلاوقفه جرئت پیدا کردم تا متن سینمایی آنرا مهیای نگارش سازم. درحال حاضر نگارش سیناپس آن ادامه دارد که پس از توافق با تهیه کننده ، قرارداد نگارشش نیز بسته خواهد شد.
داستان از ورود ابن ملجم به کوفه آغاز و مرگ عزلت آسای جعده در راه کربلا پایان می پذیرد. در این میان شاهد حوادثی همچون شهادت و ضربت مولاعلی(ع) و خلافت مظلومانه امام دوم و نقش امام حسین(ع) در این دوره و سیاست دربار شـام و شخصیت درونی و برونی یزید و عشق کورکورانه اش هستیم. شهادت امام حسن (ع) پایان مجموعه نیست ...
مشتاقان منتظر بمانند تا جعده ؛ آن قاتل زهرداده را در مسیر کربلا پیدا کنند ...

این در حالی ست که حبیب الله کاسه ساز - سریال شیخ بهائی - را در کارنامه کاری خویش دارد ؛ سریالی تاحدودی موفق بکارگردانی شهرام اسدی ...
اما اینبار نه از دربار شاه عباس صفوی و نه از میانه غبار جبهه و رنج اسارت ، که بسراغ برهه ای از تاریخ فاخر ایران زمین می رود که تاکنون احدی نرفته است.
سریال تلویزیونی ( لسان الغیب ) که در ۲۰ قسمت راوی زندگانی سرتاسر معجزه و محنت زای شاعر برجسته و راوی برترین غزلیات و قصاید و عرفان و منطق دل ، حضرت شمس الدین خواجه حافظ شیرازی ست.
البته لازم به یادآوری ست که درحال حاضر محسن کاسه ساز درگیر انجام امور اداری و سازمانی پروژه است و هم اکنون طرح و خلاصه داستان را در دست دارد.
داستان لسان الغیب حکایتی برخاسته از دل تاریخ گمنام و گمشده ایران است آمیخته با خیال و داستان انگیزی ... تولد تا وفات آن سالک فرخنده نشان ایران زمین